محمد مهدى ملايرى
365
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
پادگان نخستين كه به نام بهشتآباد اردشير خوانده مىشد پيوسته عدهاى از اسواران ايرانى به نگاهبانى مىپرداختند . و نگاهبانى پايگاه دوم را كه در حاشيه صحرا بود و منجشانيه خوانده مىشد ، از طرف دولت ساسانى ، طبق رويه معمول آن دولت در سرزمينهاى عربنشين ، يكى از سران عرب همين منطقه عهدهدار مىگرديد ، كه در اين تاريخ شخصى به نام قيس بن مسعود شيبانى بود . فرماندهان ابلّه اهميت بازرگانى و نظامى اين بندر ايجاب مىكرد فرماندهانى كه به مرزبانى آنجا و فرمانروايى منطقه ميشان كه ابلّه هم در آن بود منصوب مىشدند از بزرگان درجه اول دولت ساسانى برگزيده شوند . چنان كه اردشير بابكان بنيانگذار دولت ساسانى پس از پيروزى بر بندو آخرين پادشاه مستقل ميشان ، فرمانروايى آنجا را به پسر خود مهرشاه واگذاشت « 1 » . و آخرين فرمانده اين ناحيه هم در دولت ساسانى كه در زمان حمله اعراب بر آنجا فرمان مىراند هرمز از خاندانهاى هفتگانه ممتاز ايران « 2 » و به گفتهء طبرى از كسانى بود كه در مدارج شرف در مرحله كمال بود « 3 » و از اين لحاظ فرمانروايى ميشان همرتبه فرمانرواى خوزستان و لرستان ، همسايه شرقى او بود كه در آن دوران هرمزان بود كه او هم از خاندانهاى
--> ( 1 ) . كريستنسن ، ايران در زمان ساسانيان ، نسخه فرانسوى حاشيه 1 ص 97 به نقل از يك سند مانوى ، اين مهر شاه چنان كه كريستنسن در جاى ديگر از كتاب خود ذكر كرده ( نسخه فرانسوى ص 90 ) به آيين مانوى هم گرويده بوده . ( 2 ) . اين خاندانهاى هفتگانه در زمان ساسانيان عبارت بودند از : 1 - خاندان ساسانى 2 - خاندان قارنپهلو 3 - خاندان سورنپهلو 4 - خاندان اسپهبدپهلو 5 - خاندان اسپندياد ( - اسفنديار ) 6 - خاندان مهران 7 - خاندان هفتم كه نامش مشخص نيست . كريستنسن بر طبق يك مآخذ رومى احتمال مىدهد كه به نام زيك يا زيخ خوانده مىشده است . ( كريستنسن ، متن فرانسوى ص 99 ) . ( 3 ) . طبرى ، 1 / 2025 ، وى گويد ايرانيان كلاه خويش را به نسبت حسب و نسب و خاندان و تبار خود به زر و گوهر مىآراستند ( و اين نشانه رتبه و درجه آنها بود ) قيمت كلاه كسى كه در شرف خانوادگى تام و كامل باشد يكصد هزار درهم بود و كمال شرف كسان هم به اين بود كه از خاندانهاى هفتگانه باشند .